السيد محسن الأمين ( مترجم : حسين وجدانى )

21

سيره معصومان ( فارسي )

در تذكرة الخواص از ابن عباس روايت شده است كه : رسول اللّه ( ص ) براى حسن و حسين اين دعا و تعويذ را مىخواند و مىگفت : « اعيذ كما بكلمات اللّه التّامة من كل شيطان و هامّه و من كل عين لامّة » شما را از شر هر شيطان آزاردهنده و هر چشم شومى در پناه كلمات تامّهء خداوندى قرار مىدهم . سپس فرمود : اين تعويذى است كه پدر شما ابراهيم براى اسماعيل و اسحاق مىخواند . مناقب امام حسن ( ع ) و محبت شديد پيامبر ( ص ) به او در تذكرة الخواص ، آمده است ، كه احمد بن حنبل به سند خود در مسند از براى بن عازب روايت كرده است كه روزى رسول خدا ( ص ) را مشاهده كردم در حالى كه حسن بن على را بر دوش خود نشانيده بود و مىگفت : « اللّهم انّى احبه فاحبه » « بار خدايا من او را دوست دارم تو هم او را دوست بدار » اكثر راويان حديث بر اين روايت اتفاق دارند ؛ اما در روايت ديگرى جملهء « فاحب من يحبّه » نيز اضافه شده است ، به اين معنى كه خداوندا دوستدار او را نيز دوست بدار . و ابو نعيم در كتاب حلية الاولياء به سند خود از براى بن عازب نيز اين روايت را نقل كرده است ، با اين تفاوت كه پيامبر ( ص ) فرمود : « من احبّنى فليحبّه » « هر كس مرا دوست دارد ، بايد او را دوست بدارد » . احمد بن حنبل به سند خود از ابو هريره در حديثى آورده است كه پيامبر ( ص ) در خانهء فاطمه ( س ) نشسته بود در اين هنگام امام حسن وارد شد و به سرعت خود را به پيامبر ( ص ) نزديك ساخت . پس آن حضرت وى را در آغوش گرفته ، بوسيد و گفت : بار الها من او را دوست دارم و دوستدار او را نيز دوست دارم . با اين روايت نيز عموم راويان حديث اتفاق دارند ، و از كتاب ، بشارة المصطفى به اسناد از يعلى بن مرة نقل است كه وى مىگفت ؛ در خدمت رسول اكرم ( ص ) بودم كه به مهمانى دعوت شده بود . ناگهان چشمش به حسن ( ع ) افتاد كه در كوچه بازى مىكرد . آن حضرت از پيش روى قوم آهنگ او كرد و با روى گشاده و خندان متوجه وى گرديد . حسن ( ع ) از اينجا به آنجا همچنان در حال دويدن بود . سرانجام پيامبر ، وى را بگرفت و يك دست بر گردن و يك دست بر سر او بگذاشت و غرق در بوسه‌اش ساخت و فرمود : « حسن منّى و انا منه احب اللّه من احبه » حسن از من و من از حسنم ، خداوند دوستدار او را دوست دارد . الخ . سخاوت امام ابو نعيم در كتاب حلية مىنويسد : حسن بن على ( ع ) دو بار آنچه داشت از اثاثهء زندگيش با خداى خود به دو بخش مساوى تقسيم كرد ، و نيز به سند خود آورده است كه : حسن بن على ( ع ) مال خدا را از دارايى خود خارج ساخت . و سه بار دارايى خود را به دونيم كرد و نيمى را در راه خداى تعالى بخشيد . چنان كه يك جفت كفش را به مستمندان مىداد و يك جفت را براى خود نگه مىداشت . شبيه اين روايت را محمد بن حبيب در كتاب امالى ذكر كرده است . ابن سعد در طبقات مىنويسد : ( امام حسن ( ع ) سه بار مال خود را به دو قسمت تقسيم كرد . يك قسمت را